ورود ثبت

ورود

نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
ذخیره سازی اطلاعات

فرم عضویت در سایت

لطفا کلیه فیلدها را با دقت پر نمایید
نام
نام کاربری / ایمیل
رمز عبور
تکرار رمز عبور
ایمیل
تکرار ایمیل
0
سبد خرید شما خالی است
بروزرسانی

اخبار

logo-samandehi

محتشم : دوباره متولد شوم باز هم گریم را انتخاب می‌کنم

بیژن محتشم گریمور سینمای ایران که در آستانه 75 سالگی قرار دارد می‌گوید اگر زمان به عقب برگردد و بار دیگر متولد شود باز حرفه گریم را انتخاب خواهد کرد .

بیژن محتشم که در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر به پاس یک عمر فعالیت در عرصه سینما مورد تقدیر قرار خواهد گرفت با حضور در خبرگزاری کانون گریم ایران درباره یک عمر فعالیت خود در این عرصه سخن گفت. او به چگونگی شکل گیری و علاقه خود به هنر گریم و کم و کیف فعالیت های خود در حرفه گریم اشاره کرد.در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید

 

  : کانون گریم ایران**آقای محتشم شما یکی از چهره های شناخته شده در عرصه هنر گریم هستید در واقع به عنوان بخشی از تاریخ شفاهی صنعت سینما در حرفه خود حرف های بسیاری برای گفتن دارید و درست به همین دلیل است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر مورد تقدیر قرار خواهید گرفت؛ علاقه شما به حرفه گریم از چه زمانی شکل گرفت؟

**بیژن محتشمقبل از هر مطلبی باید کمی به گذشته های دور زمانی کودکی 7 ساله بودم برگردم ، من در خانواده ای هنر دوست به دنیا آمدم و بزرگ شدم پدرم از دوران کودکی مرا نزد استاد رسام ارژنگی که یکی از هنرمندان نقاش بسیار مشهور در آن دوران بود فرستاد تا هنرنقاشی را یاد بگیرم و خوشبختانه انتخاب این هنر برای من بسیار ارزنده بود و با علاقه و پشت کار این کار را انجام دادم و بعد از مدتی سیاه قلم را به خوبی می کشیدم و این هنر را در تمام دوران مدرسه ادامه دادم و از همان ابتدا به کارهای گروهی از قبیل اجرای تئاتر ، اجرای سرود و مجموع فعالیت هایی که در مدارس مطرح بود علاقه بسیار داشتم؛ کلاس چهارم ابتدایی بودم که به اتفاق معلم مدرسه و بقیه بچه های کلاس تصمیم گرفتیم یک نمایش اجرا کنیم و یکی از داستان های کتاب سال چهارم ابتدایی را با نام "خر در پوست شیر" انتخاب کردیم . پدرم در خانه یک پوستین شیر داشت من پوستین را آوردم و تن یکی از پسر بچه های درشت هیکل کلاس کردیم  و بقیه هم سایر نقش ها را بازی کردند .

 

 : کانون گریم ایران** اجرای نمایش توسط کودکان فضای حساس و در عین حال پر استرسی را برای دانش آموزان به خصوص کسانی که به عنوان بازیگر حضور دارند ایجاد می کند کمی از حس و حال کودکی خود در اجرای نمایش "خر در پوست شیر" بگویید

**بیژن محتشم : التهاب و اشتیاق فراوانی داشتیم و یادم هست که برای فراهم کردن وسایل صحنه خیلی تلاش کردیم وقتی می خواستم پوستین شیر را از خانه پدری بردارم با نوعی نگرانی مسئله را عنوان کردم و بعد از اینکه اجازه را گرفتم هیجان خاصی داشتم و در پوست خود نمی گنجیدم ؛ آماده کردن کلاس درس برای ایجاد صحنه تئاتر هم خیلی هیجان برانگیز بود به این ترتیب که صندلی های کلاس را به انتهای کلاس بردیم و جایگاه تماشاگران را درست کردیم و از میزها به عنوان سکوی نمایش استفاده شد

کانون گریم ایران : ** علاوه بر شوق اجرای نمایش و فراهم کردن وسایل صحنه کار دیگری هم انجام می دادید؟  

- من هم بازی می کردم و چون نقاشی می دانستم تا اندازه ای و در حد رفع احتیاج کاراکترهای نمایش را روی صورت بچه ها نقاشی می کردم در واقع نقطه آغاز فعالیت من از همان دوران شکل گر فت و بعد از طی کردن دوران ابتدایی وارد وارد دبیرستان دارالفنون شدم و در آنجا هم به عنوان پیشاهنگ در اجرای سرود و نمایش فعالیت می کردم .

 : کانون گریم ایران** فعالیت های نمایشی و اجرای موسیقی در آن دوران در مدارس بسیار مطرح بود بعد از پایان دوره ابتدایی فعالیت های خود در این زمینه را ادامه دادید؟

**بیژن محتشم سال 1328 بعد از ورود به دبیرستان دارالفنون به گروه پیشاهنگی وارد شدم و علاوه بر سرود، تئاترهایی توسط گروه های مختلف دانش آموزان به روی صحنه می رفت و من به عنوان گریمور نقاشی های روی صورت را به شکل حرفه ای تر انجام می دادم در آن زمان با آقای تهامی نژاد که در حال حاضر بهترین نریشن گوی فیلم های مستند است آشنا شدم البته ناگفته نماند که این آقا برادر محمد تهامی نژاد است که او در حال حاضر از فیلمسازان و پژوهشگران سینمای مستند است؛ خلاصه اینکه به اتفاق تهامی نژاد تصمیم گرفتیم نمایشنامه ای را به روی صحنه ببریم و بحث و گفتگوهای بسیاری در این زمینه انجام دادیم و قرار شد این کار را به طور قطع انجام دهیم؛ در آن زمان دبیرستان دارالفنون سالن آمفی تئاتر خوبی داشت اما پرده نمایش نداشت و ما تصمیم گرفتیم برای اجرای نمایش پرده بگذاریم و نمایشی به شکل کاملا حرفه ای به روی صحنه ببریم به همین دلیل پیش مدیر مدرسه رفتم و از او خواستم که پرده نمایش برای سالن آمفی تئاتر خریداری کند اما گفت که بودجه این کار را ندارد و بعد من گفتم که اگر اجازه دهد بودجه را من درست می کنم و پس از آن با همراهی سایر همکلاسی هایی که دست اندرکار اجرای تئاتر بودند یک بوفه از مواد خوراکی در یکی از کلاس های خالی حیاط مدرسه درست کردیم و با فروش ساندویچ ، بیسکویت، شیر و ... در زنگ تفریح در مدت کوتاهی 250 تومان کسب درآمد کردیم و باقی مانده پول را از خواهرم کمک گرفتم که روی هم رفته 500 تومان پول نقد شد و با این پول یک پرده مخمل آبی خریدیم و کار دوخت پرده را به پایان رساندم خوب به یاد دارم که با چرخ خیاطی مادرم پرده را دوختم و در سالن آمفی تئاتر وصل کردیم.

 : کانون گریم ایران** در آن زمان دوره گریم که ندیده بودید بازیگران دبیرستان دارالفنون را چطور گریم کردید؟

**بیژن محتشم : تهامی نژاد دو نقش بازی می کرد یک نقش پیرمرد و دیگری نقش یک پیرزن را بازی می کرد برای گریم این نقش ها به وسایل دیگری غیر از تجهیزات نقاشی نیاز داشتم باید ریش و سبیل برای صورت پیرمرد تهیه می کردم البته تا اندازه ای آشنا بودم اما اجرا نکرده بودم . مقداری مو و پشم خریدم و موها را به صورت ریش درست کردم اما چسبی پیدا نمی کردم که این ریش و سبیل را روی صورت بازیگر بچسبانم به گونه ای که روی صورت بایستد و وسط صحنه باز نشود به همین دلیل با هرکسی که به کار گریم آشنا بود صحبت کردم اما جواب درستی نگرفتم و از این مسئله خیلی ناراحت بودم تا اینکه فکر کردم موضوع را بایک داروخانه چی جویا طرح کنم یک روز از همان روزها به داروخانه ای رفتم صاحب داروخانه در کنار مغازه خود در آفتاب پاییزی لم داده بود و استراحت می کرد کنارش نشستم و ماجرا را تعریف کردم و گفتم که چسبی می خواهم تا ریش و سبیل بازیگر را روی صورت محکم نگه دارد او مرا به یک کارگاه ساز سازی معرفی کرد و خواست که از این کارگاه یک "کلیفوم" (وسیله ای برای تمیز کردن آرشه ویلون ) خریداری کنم من هم همین کار را کردم و برگشتم پیش مرد داروخانه دار کلیفوم را از من گرفت خرد کرد داخل یک شیشه ریخت و با الکل صنعتی مخلوط کرد و داد به من و گفت که این بهترین چسبی است که به درد این کار می خورد به این ترتیب بود که من از این چسب در طول سالهای فعالیت خود استفاده کردم و درست از همان زمان بود که مهر گریمور شدن بر پیشانی من خورد.    

 : کانون گریم ایران** علاوه بر حرفه گریم در برخی از نمایش های قدیمی به کارگردانی مصطفی اسکویی هم بازی کردید همکاری شما با این کارگردان چطور شکل گرفت؟

**بیژن محتشم : زمانی که در دبیرستان دارالفنون درس می خواندم تعداد زیادی نمایش به اتفاق همکلاس های خود اجرا کردیم و خود مدرسه هم گروههای مختلف تئاتر از دانش آموزان کلاس های مختلف داشت و اعلام عمومی کرده بود که گروه های حرفه ای نمایش اگر بازیگر بخواهند می توانند از شاگردان دبیرستان دارالفنون استفاده کنند در همان زمان مصطفی اسکویی برای اجرای نمایش "اوتلو" به مدرسه دارالفنون آمد و مرا برای بازی در یکی از نقش های نمایش اتلو انتخاب کرد من هم که در آن زمان فقط 18 سال داشتم با اشتیاق پذیرفتم

 : کانون گریم ایران**دروه بازیگری که ندیده بودید چطور از پس نقش برآمدید؟

**بیژن محتشم بازیگر شدن من هم داستان جالبی دارد زمانی که اسکویی مرا برای بازی در یکی از نقش های اوتلو انتخاب کرد به او گفتم که من به گریم بیش از هنر بازیگری وارد هستم اما اسکویی انتخاب خودش را کرده بود به همین دلیل مرا فرستاد تا دوره بازیگری دیدم اما در نهایت گریم نمایش را نیز انجام دادم.

 : کانون گریم ایران** چطور شد که گریم نمایش "اوتلو" را هم انجام دادید؟

**بیژن محتشم آقای خاکدان طراح دکور تئاتر اوتلو در تالار گلریز بود زمانی که برای تمرین نقش خود سر صحنه حاضر می شدم ناخودآگاه وقت های استراحت کنار او می نشستم و کار را می دیدم البته تا یادم نرفته بگویم که من کار را زود یاد می گرفتم و به اصطلاح دزد کار بودم ؛ خاکدان بحث های مربوط به دکور را از یک کتاب روسی می خواند و ترجمه می کرد و من هم ترجمه های او را می نوشتم و تحویل می دادم و در این بین مطالب مربوط به گریم را نیز برای خود یادداشت و جمع آوری می کردم و درست یک ماه قبل از اینکه نمایش اجرا شود قرار بود یک گریموری از روسیه برای طراحی گریم به گروه اضافه شود اما بنا به دلایلی نشد و از آنجا من هم اصول کار را می دانستم و از اسکویی خواستم تا تست گریم را من انجام دهم او هم پذیرفت و در نهایت هم بازی کردم و هم گریم مجموع کار را به عهده گرفتم.

 : کانون گریم ایران** چطور وارد سینما شدید؟

**بیژن محتشم هنوز یک ماه از اجرای نمایش "اوتلو" نگذشته بود که مجید محسنی مرا صدا کرد و من به استودیوی او رفتم و به این ترتیب بود که وارد سینما شدم و فیلم های زیادی را به عنوان طراح چهره پردازی کار کردم اگر فیلمی را از قلم نیاندازم فکر می کنم از سال 1332 با فیلم "شب های تهران" به کارگردانی سیامک یاسمی شروع کردم و با کارگردان های بسیاری در ژانرهای مختلف سینمایی فعالیت کردم که دراین بین می توان به فیلم "زنبورک" به کارگردانی فرخ غفاری، "صمد و فولاد زره دیو" به کارگردانی جلال مقدم  و بسیاری دیگر از فیلم ها اشاره کرد

 : کانون گریم ایران** در فیلم سینمایی "حاجی واشنگتن" و سریال ستارخان" با زنده یاد علی حاتمی همکاری داشتید، کمی از حال و هوای کار با علی حاتمی بگویید.

**بیژن محتشم : اشاره خوبی کردید یکی از بهترین و لذت بخش ترین لحظه‌های فعالیت من کار با علی حاتمی بود سال 1351 سریال "ستارخان" برای تلویزیون در حال ساخت بود و من هم به عنوان گریمور در این سریال همکاری می کردم یکی از خاطرات جالب من در آن زمان حضور فردی ایتالیایی با نام آنتونیو بود که برای جلوه های ویژه به سریال ستارخان دعوت شده بود و از آنجا که کار را خیلی زود یاد می گرفتن علاوه بر گریم، نوع کار آنتونیو به عنوان طراح جلوه های ویژه را نیز نظاره گر بودم و کار را یاد گرفتم بعد از چندماه کار آنتونیو به دلایلی از پروژه بیرون رفت و من اعلام کردم که بقیه کار را انجام می دهم و در کنار حرفه گریم، جلوه های ویژه را نیز یاد گرفتم و سریال ستارخان را در نهایت به پایان رساندم .

 : کانون گریم ایران** جلوه‌های ویژه را به طور حرفه ای ادامه ندادید؟

**بیژن محتشم بعد از پایان کار از طرف تلویزیون برای خرید فیلم به ایتالیا رفتم و آنتونیو را پیدا کردم و از او خواستم که جلوه های ویژه را به من آموزش دهد بعد او مرا فرستاد به یک کلاسی آموزشی و در مدتی که در ایتالیا بودم به طور فشرده آموزش جلوه های ویژه دیدم و بعدها در کنار کار گریم جلوه های ویژه هم انجام می دادم اما هیچگاه اجازه ندادم که جلوه های ویژه جای گریم را برای من بگیرد من به حرفه اصلی خود عشق می ورزم

 : کانون گریم ایران** آقای محتشم کار با جان چمپرز کارگردان سیاره میمون ها چطور آشنا شدید چراکه یکی از مهمترین بخش های زندگی حرفه ای شما کار با این کارگردان است .

**بیژن محتشم سال 1353 به آمریکا رفتم و تصمیم گرفتم که یک دوره فشرده گریم یاد بگیرم معلم آن کلاس مرا به جان چمپرز معرفی کرد او در آن زمان مشغول ساخت ماسک های میمون ها بود ، پس از صحبت های فراوان که بین ما رد و بدل شد به من پیشنهاد داد که به عنوان دستیار او و بدون دستمزد در سیاره میمون ها با او همکاری کنم و چون می خواستم کار یاد بگیرم پذیرفتم ولی پس از مدتی یک روز مرا صدا کرد و گفت که می خواهد قرار داد ببندد و به این ترتیب بود که من رسما کار خود را از تشکیلات ماسک سازی برای میمون ها آغاز کردم و طبق برنامه پیش رفتم گریم این فیلم کارسختی بود چون علاوه بر گریم های معمولی به نوعی ماسک سازی احتیاج داشت من از سیاره میمون ها خیلی نکات ریز گریم یاد گرفتم.

* : کانون گریم ایران** دریافت جایزه اسکار برای گریم این فیلم توسط شما یکی از بحث های جنجال آفرین بود که البته یک اشتباه ژورنالیستی از آب درآمد اما در نوع خود جالب بود از جایزه اسکار سیاره میمون ها بگویید.

 **بیژن محتشم : پس از نمایش فیلم "سیاره میمون "ها در سال 1338 که مصادف با سال 1963 میلادی بود جان چمپرز که هم کارگردان و هم طراح گریم این فیلم بود جایزه اسکار را برای "سیاره میمون ها" دریافت کرد و بعد طبق روال جایزه اسکار را داد به همه که با آن عکس یادگاری بگیرند و بعد من هم این عکس را گرفتم اما فردای آن روز روزنامه ها نوشتند که من جایزه اسکار گرفتم که اصلا چنین نبود من دستیار جان چمپرز در حوزه گریم بودم و کارمند او به حساب می آمدم اما زمانی که عکس من با اسکار منتشر شد این اشتباه رخ داد البته بعد اصلاح و تفهیم کردم؛ اما درهرصورت برای من به عنوان یک ایرانی خیلی افتخار آمیز بود که دستیار گریموری باشم که جایزه اسکار گرفته و من همواره به خود می بالم .

 : کانون گریم ایران** سئوال آخر، اگر باز به عقب برگردید باز هم همین حرفه را انتخاب می کنید؟

**بیژن محتشم : قطعا تمام زندگی خود را با گریم گذراندم و از آن بهره ها و لذت‌های فروان بردم اما یک توصیه به همه جوانها می کنم و آن این است که درهرحرفه ای که مشغول هستند آن حرفه را به بهترین شکل ممکن یادبگیرند و درعین حال با دست و دلبازی به دیگران هم بیاموزند. 

 

 

 

 

تماس با ما

مطمئن ترین راه برای پرسیدن سوال در کانون گریم ایران تماس تلفنی می باشد. اطلاعات زیر در اختیار شما هستند :

بالا
بمنظور بهبود عملکرد سایت و سبد خرید ما از کوکی استفاده می کنیم